باران

شروع دیگر

باران

شروع دیگر

برای دردهایم نمیخواستم

 

گفتی ما به درد هم نمی خوریم  

اما هرگز نفهمیدی ....... 

من تو را برای دردهایم نمی خواستم .

بیایید

 

بیایید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم  

سنگ قبر احساس ندارد....

دوست داشتن

دوست داشتن یعنی : 

20نفر برات سالاد فصل سلطنتی درست کنند .... لب نزنی  

ولی دوست داری تره ای رو بخوری که ( اون ) هیچوقت واست خرد نمیکنه.....

دعا

 

برای دوباره آمدنش دعا نکن .... 

شاید وقتی آمد.... 

همانی نباشد که رفته بود.....

خاطره

 به صدایت که معتاد شدم رفتی ،حالا هرروز خاطره تزریق می کنم   .

بغض

 

لعنت به خنده ای که وسطش ....... بغض می کنی .