باران

شروع دیگر

باران

شروع دیگر

کودک گرسنه


در خانه باز شد

کودکی گرسنه شادمان به سمت در دوید

پدر بازهم دست خالی به خانه آمده بود

کودک نگاهی به چشمان خیس وشرمسار پدر انداخت

دستان اورا گرفت تا دیگر خالی نباشد......

نظرات 2 + ارسال نظر
چند لحظه پیش 1392,05,23 ساعت 09:31

گذار سرنوشت هر راهی را که می‌خواهد برود … ما راهمان جداست
این ابرها تا می‌توانند ببارند ، ما چترمان خداست

محمدرضا 1392,05,23 ساعت 14:57

این یکی خیلی زیبا بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد