بچه که بودیم بستنی مان را گاز میزدن، قیامت به پامیکردیم
چه بیهوده بزرگ شدیم ...
روحمان را گاز میزنند ومیخندیم !!!!
سلام تصویر زمینه من را یاد شعر حمید مصدق می اندازد وای یاران وای باران شیشه پنجره را بارن شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست تو به اندازۀ تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم تشکر از شما
دقیقا همینطوره !! واقعا بی خودی بزرگ شدیم .
سلام
تصویر زمینه من را یاد شعر حمید مصدق می اندازد
وای یاران وای باران
شیشه پنجره را بارن شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
تو به اندازۀ تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
تشکر از شما