باران

شروع دیگر

باران

شروع دیگر

یکبار که تنها بمانی

یکبار که تنها بمانی ...

یکبار که بشکند

دلت  

غرورت 

اعتمادت 

همین یکبارها کافیست تا یک عمر 

ازپشت نگاهی ترک خورده به آدمها بنگری 

آنقدر تیزو برنده میشوی که 

باید تابلوی ورود ممنوع را به خودت نصب کنی....

نظرات 2 + ارسال نظر

سلام
در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهراب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود

شعری از مولانا تقدیم به دوستی مهربان

ممنون دوست خوبم

از این تکرار ساعتها ، از این بی تاب ماندنها ، از این تردیدها ، نیرنگ ها ، شک ها ، خیانت ها ، از این رنگین کمان سرد آدمها و از این مرگ باورها و رؤیاها ، پریشانم : خدایا من دلم پرواز می خواهد.


سلام مهربونم . مرسی از حضور قشنگت ، شاد باشی گلم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد