ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
این روزها که می گذرد......
یک ترانه تلخ
قصه ی تنهایی های مرا می سراید
سمفونی گوش خراشی است
روزهاست پنبه دگر فایده ندارد
باید باور کنم
تنهایم.....
خودت را ازکسی پس نگیر .....
شاید این تنها چیزیست که او دارد
وقتی میگویی دوستت دارم
اول روی این کلمه فکر کن
شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود.
در رویاهایت جایی برایم باز کن
جایی که عشق را بشود مثل بازیهای کودکی باور کرد
خسته شدم از بی جایی !
پادشاهی ، حکیمان را فراخواند وگفت : مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم
در آن نگاه کنم وغم دل از بین برود واگر بسیار شاد باشم ، در آن نگاه کنم وفریفته روزگار نگردم.
حکیمان مدتی مشورت کردند وسرانجام ، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود:
"این نیز بگذرد "