-
دریک آشنایی
1392,06,17 11:35
در یک آشنایی دوستانه ، مابه هم دست دادیم تو فقط دست دادی ومن همه چیزم را از دست دادم......
-
این روزها
1392,06,17 11:30
این روزها برد باکسی ست که بی رحم باشد از دلت که مایه بگذاری سوخته ای......
-
بودن یا نبودن
1392,06,17 11:27
گاهی آدم میماند بین بودن ونبودن به رفتن فکر می کنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی .... میخواهی بمانی ، رفتاری می بینی که انگار باید بروی .... این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است ......
-
بامن بخوان
1392,06,17 11:23
با من بخوان از مادری که توی درداش سوخته بود ... از اون جوونی که واسه نونه شبش کلیه اش را فروخته بود.... از پدری بخون که صد هیچ باخته بود به سرنوشت ... از بچه ای که گشنه بود ولی مشق بابا نان داد می نوشت ....
-
به آدمها دل نده
1392,06,13 13:27
به آدمها دل نده ...... تو که از خدایشان عاشقتر نیستی...... اینها خدای خود را به نیم نانی وتو را به نیمه شبی میفروشند......
-
ایستاده ام
1392,06,13 13:25
ایستاده ام ..... بگذار سرنوشت راهش رابرود ... من همین جا کنارقول هایت درست روبروی دوست داشتنت ودر عمق نبودنت
-
فال نیک
1392,06,12 14:20
دنبال کلاغی میگردم تا قارقارش را به فال نیک بگیرم .... وقتی همه ی قاصدک ها لال اند ......
-
تاوان
1392,06,12 14:18
گلایه ای ندارم از غرق شدن!! تاوان لحظه هایی ست که بی گدار به آب زدم ....
-
تنهایی
1392,06,12 14:16
هرگز نزار تنهایی تورا به آغوش کسی بسپارد که به اوتعلق نداری........
-
خواستگاری
1392,06,12 14:13
-
خدایا
1392,06,12 13:12
خدایا دستهایم را زده ام زیرچانه ام.... مات ومبهوت نگاهت میکنم ..... طلبکار نیستم ........ فقط مشتاقم بدانم ...... ته قصه چه میکنی بامن !!!!
-
بانو
1392,06,06 15:38
بانو..... بغض هارا گاهی باید قورت داد عاشقانه ها را از پنجره تف کرد ودرها را به روی همه بست گاهی " هیچکس " ارزش دچار شدن را ندارد.......
-
دیگر چیزی نمی خواهم
1392,06,05 11:35
دیگر چیزی نمی خواهم ! آغوش تو باشد و شانه های تو ، به دنیا می گویم خدا حافظ… من دنیایم را پیدا کردم !!!
-
دیوانه باران زده
1392,06,05 11:30
سهراب ، گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید . فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
-
حواست باشد
1392,06,05 11:22
همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند بعضی از قراردادها وعهدها را روی قلب می نویسند.... حواست به این عهدهای غیر کاغذی بیشتر باشد شکستنشان یک آدم را می شکند................
-
فاصله تان را با آدمها رعایت کنید
1392,06,05 11:15
فاصله تان را با آدمها رعایت کنید آدمها یکدفعه می زنند روی ترمز ... وآن وقت شما مقصری ...... غصه هایت را باقاف بنویس ... که باورشان نکنی .... آنگاه فقط قصه است وبس.............
-
اجازه نده
1392,06,04 15:55
هرگز به دیگران اجازه نده ، قلم خودخواهی دست بگیرند سرنوشتت را ورق زنند ، خاطراتت را پاک کنند وپایانش بنویسند قسمت نبود..........
-
ما آدمها
1392,06,03 16:05
خدایا به جهنمت دیگر نیازی نیست ... ما آدمها همدیگر را بهتر می سوزانیم .....
-
دلت که شکست
1392,06,02 09:16
دلــــــــــــــــــت که شکست، ســـــــــــــــرت را بگیر بـــــــــــــالا ..! تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش. حواست باشد ؛ دل شکسته، گوشه هایش تیز است.. مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین، مبادا که فراموش کن ی روزی شادیش، آرزویت بود… صبور باش و ساکت. بغضت را پنهان کن، رنجت را پنهان...
-
روزگار من وتو
1392,05,30 15:13
ای دهقان فداکار آنقدر به خودت نناز تو در روزگاری بزرگ شدی که مردی برهنه شد تا زن وکودکان زنده بمانند ولی من در روزگاری نفس میکشم که زنی برهنه میشود تا کودکش از گرسنگی نمیرد....
-
دلمان خوش است
1392,05,30 09:54
دلمان خوش است که مینویسیم و دیگران میخوانند، و عده ای میگویند: آه چه زیبا ! و بعضی اشک میریزند و بعضی ها میخندند ! دلمان خوش است به دروغ هایی که از راست بودن قشنگترند … به شاخه گلی دل میبندیم و با جمله ای دل میکنیم … دلمان خوش میشود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی ! و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت پشت پا میزنیم...
-
آرامم
1392,05,30 09:50
آرامم مثل مزرعه ای که محصولش را ملخها خورده اند دیگر نگران داس ها نیستم ....
-
نوازشگر
1392,05,29 15:58
نوازشگر خوبی نبودی سفید شده تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی .....
-
چقدر خسته ام
1392,05,29 15:53
چقدر خسته ام ... خسته از شرایطی که بهتر نمیشه ... خسته از انتظار بهبودی که بی گمان حاصل نمیشه ... خسته از تقدیر ... خسته از سرنوشتی که رقم خورده.... خسته از دلهره آینده .... خسته ام ... بی نهایت خسته....
-
چه میشود کرد
1392,05,29 15:49
چه میشود کرد دنیا همین خرابه بود که به ما دادند وما به دست خود خراب ترش کردیم باهم نساختیم هریک خانه ای بنا کردیم با دیوارها ودری که پشت شان پنهان شدیم وهرگاه دلتنگ شدیم در را باز میکردیم به امید دیدار با دیوار روبه رو
-
قانون دنیا
1392,05,28 12:31
شاید قانون دنیا همین باشد من صاحب آرزویی باشم که تعبیرش از آن دیگریست سرد است اما سرما نمی خورم نگران نباش... کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم پوشانده است .....
-
جدایی
1392,05,28 12:21
ما را از کودکی به جدایی عادت داده اند ... همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند : خوب ها / بدها
-
من به آمار زمین مشکوکم
1392,05,27 15:07
من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟ اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــ ــت پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟ بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــ ــــــــــد من که در تردیدم تو چطور؟ نکند هیچکسی اینجا...
-
دنیای عجیبی شده
1392,05,27 09:09
دنیای عجیبی شده برای دروغ هایمون خدا را قسم میخوریم وبه حرف راست که میرسیم میشود جان تو.....
-
واژه
1392,05,26 12:08
به دنبال واژه مباش..... کلمات فریبمان می دهند وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود فاتحه کلمات را باید خواند ....